وقت ندارم ... مشکل دارم ...گرفتارم ...

وقت ندارم ... مشکل دارم ... گرفتارم ...

کلمات و جمله هایی شبیه به کلمات بالا را ، در گفتگوهای روزمره بارها و بارها تکرار می کنیم .

وقتی مادری از فرزندش به علت سردی روابط گلایه می کند ، فرزند می گوید خیلی گرفتارم ،درگیر مسائل کاری هستم ، از طرفی .... و ضمناً ..... و ......

و یا وقتی قوم و خویشی و یا دوست و آشنایی انتظار ملاقات و دید و بازدید می کند در جواب همان کلمات را می شنود .

راستی به کجا می رویم ؟

تکلیف همان مشکلات و گرفتاری ها ، اگر ما نباشیم چه خواهد شد ؟ راستی ، اگر ما نباشیم فکر می کنید چرخه زندگی مختل خواهد شد ؟ 

نه مطمئن باشید این چرخه خواهد چرخید ، همچنان چرخشی که ما قادر به درک آن نیستیم . ما که هستیم و یا چه هستیم ، در برابر عظمت آفرینش  ؟

اگر به ناچیز بودنمان فکر کنیم ، حتماً از فرصتهایی که داریم بهتر استفاده خواهیم کرد . از زیباییهای آفرینش ( که مهر و محبت و عشق و علاقه و عاطفه و نیکی ها و خوبیها و ... اساس آن را تشکیل داده اند ) بیشتر و اندیشمندانه بهره خواهیم جُست . در کنار کار و گرفتاری ها فرصتی هم خواهیم داشت تا به ارزشهای والای انسانیت بپردازیم .

اگر مادری و یا پدری و یا عزیزی ، چشم براه داریم ، به انتظارش خاتمه دهیم .

اگر می توانیم نیکی کنیم ، چرا نکنیم . مگر چند بار فرصت زیستن داریم .

 

/ 0 نظر / 12 بازدید